اي کاش ... - يه مسافر ...

:: 29/11/1384:: 1:36 عصر

سلام و درود خدمت همه دوستان و عزيزان و عرض و تشکر و عذرخواهي از همه بزرگواراني که در طول دو ماه گذشته مرتب به من سر زدند و من به واسطه مسائل مختلفي نشد که جبران کنم و شرمنده محبتشان شدم. انشالله توفيق يارم باشد تا بتوانم اداي وظيفه کنم. در اين بين عزيزي بيشتر از همه از من دلگير بود و کامنتي هم گذاشت که مرا تا مدتها شرمنده محبتش کرد. شعر زيبايي هم اين بزرگوار برايم نوشته بود که بيشتر از نوشته خودش مرا آتش زد. از اين بزرگوار خواهش مي کنم که لطف کرده براي پاره اي از توضيحات اسمش را به بنده اعلام کند.


امشب سري به گوشه ويرانه مي زني؟
گامي در اين سکوت اسيرانه ميزني؟


يک لحظه تا غروب دلم حس کند تو را
دستي در اين غروب غريبانه مي زني؟


در موج گريه از نفـــس افتاد دختــــرت
با دست مرگ يک دو نفس چانه مي زني؟


گيسوي کودکانه ام آشفت وقت مرگ
موي مرا براي سفر شانه ميزني؟


بابا !! دلم براي تو يک ذره شد ، بگو
سر مي زني به دخترت يا نمي زني؟



اي داد از مظلوميت خانم رقيه (س) در کنج ويرانه هاي شام


همزمان با نوشتن اين پست اين دو بيت شعر هم به ذهنم رسيد که مي نويسم


اي کاش دنيا بهتر از اين که هست بود
پاسخ براي ياري هر دست دست بود
 


اي کاش وسعت قلبها بي کرانه بود
فرجام هر نزاع و ستيزي شکست بود

به اميد روزي که جهاني عاري از ظلم داشته باشيم


زير سايه آقا امام زمان (عج)


 


 


 


خداحافظ


موضوعات يادداشت

اي کاش ... - يه مسافر ...



بازديد امروز: 2

بازديد ديروز: 16

کل بازديدها: 34217



چفيه
من او
همفکري
همسفر مهتاب
ارميا
دکتر غـريب
ريحانه النبي ماهشهر
سايه
شهدا
عدالت
لــبگـزه
قصه ما
عرشيان
خلوت دل
شتاب کن
حاج حميد
جيرجيرک
يک دنيا پدر
سرزمين نور
حقايق پنهان
پروانه مهاجر
تـا انتها حضور
نشريه موعود
بيا تا برايت بگويم
شب يلداي انتظار
انا مجنون الحسين
به نام خدا و سلام
صبح (سايت شهدا)
بـه نام حضرت دوست
در انتظار ظهور آقام ...
سوي ديار عاشقان ...
دريچه اي بسوي ملکوت
پيله، خانه کوچک تنهايي
از مسجد چي باقيمانده؟
شهرزاد، قصه گوي عشق
مجمع وبلاگ نويسان مهدوي
ايـن الـطالب بدم المقتول بکربلا
علائم ظهور حضرت مهدي (عج)
پايگاه دريافت کتب فارسي رايگان
يادداشتهاي امپراطور-ژوليس سزار
مرکز اطلاع رساني امام مهدي (عج)
فتوبلاگ پرواز تا بيکران
پله پله تا ملاقات خدا
پرواز تا بـيـکران
غروب شلمچه
بغض گـرفـتـه
حزب اللهي
پيشگو
تپش
خاک
مسافر سبز
يه حرف نشنيده
روايت فجر
پرستوهاي مهاجر
قصه گوي ساکت
لوح دل - ايلياي سفر کرده