بسمه تعالي
عرض سلام و درود
اسرائيل مدتي است که به بهانه آزادي دو اسير خود که توسط حزب الله لبنان به اسارت درآمده اند با اين حزب درگير شده و در ادامه دامنه حمله خود را به ديگر شهرهاي لبنان هم گسترش داده است. روساي اين رژيم بارها اعلام کرده اند که آزادي دو اسير اسرائيلي دليل اصلي اين رويارويي است. نبردي که توان نظامي دو طرف هيج تناسبي با هم ندارد. اما شواهد و قرائن حاکي از اين است که آزادي دو نظامي اسرائيلي تنها بهانه اي بوده براي اين تجاوز. قدر مسلم هيچ عقل سليمي نمي پذيرد که در شرايطي که حزب الله بارها اعلام کرده حاضر است با مذاکره اسراي اسرائيلي را با اسراي لبناني و فلسطيني معاوضه نمايد، اسرائيل براي آزادي دو نفر ضدها تن لبناني را به خاک و خون کشيده و جالب اينکه خود نيز تا کنون قريب به 100 نفر کشته داده باشد. به علاوه با کمي توجه به مناطق و اهدافي که هواپيماهاي اسرائيلي در حملات خود هدف قرار مي دهند متوجه مي شويم که اهداف اسرائيل از حمله به لبنان هر چيزي مي تواند باشد غير از آزادي دو نظامي اسرائيلي!
در اخباري که از اهداف تخريب شده در لبنان رسيده متوجه مي شويم که اسرائيل با يک برنامه حساب شده مشغول تخريب پلها و راههاي ارتباطي لبنان خصوصا در جنوب اين کشور است. و ابن هيچ دليلي نمي تواند داشته باشد مگر اينکه اسرائيل در تلاش است تا در طولاني مدت راههاي ارتباطي حزب الله با دنياي خارج را قطع کرده و مانع از رسيدن اسلحه و مهمات به اين گروه شود. مرحله اول از پروژه نابودي حزب الله توسط اسرائيل وقتي تکميل شد که اسرائيل موفق شد با حيله سوريه را مجبور به عقب نشيني از لبنان بکند. همانطور که مي دانيد سوريه به استناد پيمان طائف در سال 1987 که بين دو کشور و عربستان به امضاء رسيد مکلف به حمايت از امنيت لبنان بود که اين امر هم با استقرار نيروهاي نظامي سوريه در اين کشور محقق شده بود. از آنجايي که غرب معتقد بود حمايتهاي نظامي ايران و سوريه از حزب الله در پوشش ارسال مايحتاج غذايي و نظامي بيش از 35000 نفر نيروي نظامي سوريه در لبنان انجام مي شود، لذا در يک برنامه حساب شده در جو سنگين بعد از ترور رفيق حريري که توسط عوامل اطلاعاتي موساد و سيا (که مشخصا به منظور بهره برداري در اين پروژه ترتيب داده شده بود) انجام شد و توجه افکار عمومي دنيا به طرف بشار اسد به عنوان عامل ترور رفيق حريري، سوريه را وادار به پذيرش قطعنامه سازمان ملل در خصوص خروج سوريه از لبنان کرده و به اين ترتيب مهمترين شاهراه حمايتي از حزب الله را مسدود کردند. در حال حاضر فاز دوم اين پروژه با حمله اسرائيل به لبنان آغاز شده و هدف از آن قطع کامل ارتباط سيد حسن نصرالله با ايران و سوريه است، چرا که اسرائيل معتقد است حزب الله به عنوان بازوي مهم اجرايي ايران در منطقه و در حالي که درست در پشت مرزهاي شمالي اين رژيم مستقر است يکي از مهمترين عوامل تهديد امنيت اين کشور در درگيريهاي احتمالي اين رژيم با ايران خواهد بود.
به هر حال اسارات دو نظامي اسرائيلي بهانه لازم را به دست سران رژيم داده تا مرحله دوم پروژه خود را به اجرا بگذارند و متاسفانه خيانت سران بي شرم عرب در عدم حمايت صريح از حزب الله و حتي حمايت مخفيانه برخي از آنان از اسرائيل در اين تهاجم راه را براي رسيدن اسرائيل به هدفش هموارتر کرده و بعد از گذشت حدود دو هفته از شروع تهاجم نوبت آمريکا و بقيه بود که با پيشنهاد استقرار نيروهاي چند مليتي و ناتو در مرز بين فلسطين اشغالي و لبنان نقشي را که قبل از شروع حمله به آنها سپرده شده بود را اجرا کنند و اعلام خبر موافقت اسرائيل با استقرار نيروهاي ناتو هم در همين راستا قابل بررسي است. طبيعي است که در اين صورت حزب الله به شدت محدود شده و چه بسا حضور اين نيروها و فشار برنامه ريزي شده اي که در ادامه از طرف غرب بر افکار عمومي جهان و سران لبنان وارد خواهد شد منجر به خلع سلاح کامل حزب الله گردند. اگرچه با مقاومتي که سيد حسن نصرالله تاکنون از خود نشان داده، اسرائيل کم کم متوجه شده که ديگر به راحتي مرحله قبل نخواهد توانست هدفش را عملي نمايد.
و خوشبختانه سيد حسن نصرالله تاکنون نشان داده که رهبري است شجاع و در عين حال زيرک که با درک صحيح از موقعيتها از تمام فرصتهاي پيش رو براي عدم تحقق اهداف رژيم غاصب قدس استفاده خواهد کرد.
با اميد پيروزي حزب الله لبنان در اين آزمايش بزرگ