بهار 85 - یه مسافر ...
   1   2      >

:: 30/3/1385:: 8:6 صبح

سلام


 عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزان همراه.
دکتر مصطفی چمران را در فردا روزی بود که از دست دادیم. این مرد به قدری بزرگ بود که عارف بزرگ قرن از او بسیار به نیکی یاد می کرد و این بود پیام او به مناسبت شهادتش:


پیام حضرت امام ‏خمینی
بمناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران



بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحیمِ


انالله وانّاالیه راجعون


 شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض می‏کنم. تسلیت از آنرو، که ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد، که در جبهه‏های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پبروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریک از آنرو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‏ها و توده ‏های مستضعف می‏کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‏دهد. مگر چنین نیست که زندگی عقیده و جهاد در راه آن است؟


چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروه‏های سیاسی، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست، و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.


هنر آن است که بی‏هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.


و اما ما می‏توانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.


من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملت‏های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز، تسلیت عرض می‏کنم. و از خداوند تعالی رحمت برای او، و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.


اول تیرماه شصت
روح ‏الله ‏الموسوی‏ الخمینی


کاشکی بیش از اینها می شد با ما باشد و اینقدر زود ترکمان نمی گفت اگرچه خود بارها گفته بود که چقدر دلتنگ دیدار معبود است و معبود نیز این بار به دلتنگیش لبیک گفت و به قول امام عزیز به ملاء اعلی رسید.


این روزها به یاد مرحوم شریعتی عزیز هم باشیم که انسان شریفی بود و شاید در حقش ظلم شد در سالهایی که گذشت. مرحوم شریعتی احترام ویژه ای بین دانشگاهیان ما داشت و هنوز فراموشمان نشده فاطمه فاطمه است او را و دفاع زیبایش از شیعه علوی را.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


دوستان، در روزهای پر تب و تاب جام جهانی همانطور که انتظار می رفت اسرائیلیان بی شرم با استفاده از غفلت عمومی دوباره بر ملت فلسطین تاختند و بی شرمانه تر از قبل باز هم جمعی دیگر را خصوصا در غزه به خاک و خون کشیدند. و در این میان دوباره داغی زدند بر دلهای بیدار و لکه ننگی بر دامان رنگین از ننگ خود. باز هم کودکان بسیاری یتیم شدند و مادرانی چند بی کودک که این دژخیمان کودک و بزرگ نمی شناسند!
حتما سری به وبلاگ برادر عزیزمان امیر عباس که از فاتحان دیروز است در جبهه های عشق و خون و امروز نیز با روایت فتح دیروزش فاتح دلهای ما شده بزنید، فیلمی کوتاه از ضجه های کودک فلسطینی که پدر و مادرش را جلوی چشمش به خاک و خون کشیدند بینید و شما نیز با قرآن هم داستان شوید که فرمود: بای ذنب قتلت (به کدامین گناه کشته شدند؟)


موضوعات یادداشت

:: 1/3/1385:: 7:50 صبح

سلام



www.hajhamid.com


ماه خرداد فرا رسید. این ماه عحیب، همان ماهی که تاریخ انقلاب در آن رقم خورد. 15 خرداد سال 42 را می گویم، همان سالی که رهبر کبیرمان در یک جواب برخواسته از عرفان بی نظیرش سربازان آینده خویش را به مستکبران زمانش معرفی کرد، همان سالی که طاغوت مردمی را که در حمایت از رهبرشان به خیابانها آمده بودند به خاک و خون کشید و آتشی را در زیر خاکستر زمان شعله ور کرد که 15 سال بعد در 22 بهمن 57 دودمان ظالمانه اش را برباد داد و اینگونه بود که خمینی بزرگ (ره) می گفت، "سالها می گذرد حادثه ها می آید      انتظار فرج از نیمه خرداد کشم". 14 خرداد نیز یادآور رحلت آن مرد بزرگ خداست، خمینی عزیزی که مقتدای مردم بود و بسیاری از مردم خداگونه می پرستیدندش. هرگز از یاد نخواهم برد روزی را که امام رحمه الله از دنیا رفته بود. قیامتی بود در تهران. صبح آن روز موقع برگشتن از دبیرستان که به خاطر رحلت امام امتحان آن روز را ملغی کرده بود در خیابان ها مردمی را می دیدم که حیران و سرگردان با پای پیاده به طرف بهشت زهرا می رفتند. به چهره هاشان که نگاه می کردم گویی مست بودند، توجه به چیزی نداشتند و هیچ نمی فهمیدند. همه سر در گریبان مستی خویش به طرف بهشت زهرا می رفتند و این صحنه عجیب یادآور روز قیامت بود برای من. همان روزی که به تعبیر قرآن از هولش مردم گویی مست و مدهوشند! و این آغاز محشر بود. چند ساعت بعد که خود من هم به خاطر پیدا نکردن وسیله نقلیه با پای پیاده مجبور شدم تا بهشت زهرا بروم محشر بزرگ را آنجا دیدم. مگر می شد مردم را شمرد؟ شاید بیش از چند میلیون انسان واله و شیدای مقتدایشان آنجا جمع شده بودند و همه به طرف مرکز دایره ای در حرکت بودند، گویی برای رسیدگی به حساب اعمالشان به محضر حق می رفتند! تاریخ تا آن روز چنین تشییع با شکوهی را برای هیچ یک از فرزندان آدم به یاد نداشت، گویی زمین و زمان هم در عزای بزرگ مردی که رسول الله (ص) 14 قرن پیش وعده اش را داده بود ماتم داشت. - به ایام فاطمیه نزدیک می شویم. دریغ و درد از غربت اهل بیت رسول اکرم (ص) که مادرمان فاطمه زهرا (س) را آنطور مظلومانه و شبانه به خاک سپردند. کجاست منتقم خون مادر شهیدمان؟ - و چیزی که در این میان حسرت مرا بیشتر می کرد نبودن در جشن استقبال فرزندان خمینی بود از پدرشان. بدون شک آن روز و در آن محشر کبرای زمینیان در آسمانها جشنی بود بزرگ برای دیدار روح الله خمینی و تصور اینکه شهدا چگونه به استقبال رهبرشان آمده بودند، دل انسان را عجیب می سوزاند.


در سومین روز از این ماه بود که خرمشهر عزیزمان هم آزاد شد. همان شهری که به اعتراف دنیا با آنهمه استحکامات نظامی تعبیه شده در آن آزاد نشدنی بود و چه عجب از چشم بصیرت بین امام راحل که فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد؟ اگر نبود این چشم ظاهر بین و دلهای ما به عالم معنا راه داشت همه می دیدیم که چگونه چگونه دست قدرت الهی لشگریان اسلام را یاری کرد و رعب را دل کفر بیدار نمود تا این دژ تسخیر نشدنی به دست سربازان رسول الله در قرن 15 هجری به تسخیر لشگر اسلام دربیاید. در عالم چیزهایی هست که ما نمی دانیم و چشم ظاهر ما را راهی به حقیقت عالم نیست، اما مخلصین با چشم بصیرتی که دارند حقایق عالم را می بینند آنان لشگریان رسول الله در آخرالزمان بودند و چه عجب اگر خداوند در نبرد کفر با رزمندگان اسلام یکبار دیگر به وعده ای که در قران برای یاری دین خود داده عمل کند؟


 



به علاوه سوم خرداد سالروز درگذشت مرحوم غلامرضا آقاسی شاعر و مدیحه سرای اهل بیت است. مرحوم آاسی هم از دلسوختگان امام و انقلاب بود. همه ما نوای زیبا و دلنشین او را به هنگام خواندن قصیده به یاد ماندنی شیعه اش به یاد داریم و این روزها هم که هر آخر هفته از تلوزیون بخشی از شعر قشنگش رامی شنویم که هنوز عاشقانه در فراق اما م زمانش فریاد می زند: ""خبر آمد خبری در راه است     سر خوش آن دل که از آن آگاه است     شاید این جمعه بیاید شاید     پرده از چهره گشاید شاید"". چه خوب است او و شهدای انقلاب را به همراه امام عزیز به صلواتی چند میهمان لحظه هایمان کنیم، باشد که در محشر الهی دستگیرمان باشند.


 خداحافظ


موضوعات یادداشت
   1   2      >

بهار 85 - یه مسافر ...



بازدید امروز: 7

بازدید دیروز: 8

کل بازدیدها: 33461



چفیه
من او
همفکری
همسفر مهتاب
ارمیا
دکتر غـریب
ریحانه النبی ماهشهر
سایه
شهدا
عدالت
لــبگـزه
قصه ما
عرشیان
خلوت دل
شتاب کن
حاج حمید
جیرجیرک
یک دنیا پدر
سرزمین نور
حقایق پنهان
پروانه مهاجر
تـا انتها حضور
نشریه موعود
بیا تا برایت بگویم
شب یلدای انتظار
انا مجنون الحسین
به نام خدا و سلام
صبح (سایت شهدا)
بـه نام حضرت دوست
در انتظار ظهور آقام ...
سوی دیار عاشقان ...
دریچه ای بسوی ملکوت
پیله، خانه کوچک تنهایی
از مسجد چی باقیمانده؟
شهرزاد، قصه گوی عشق
مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
ایـن الـطالب بدم المقتول بکربلا
علائم ظهور حضرت مهدی (عج)
پایگاه دریافت کتب فارسی رایگان
یادداشتهای امپراطور-ژولیس سزار
مرکز اطلاع رسانی امام مهدی (عج)
فتوبلاگ پرواز تا بیکران
پله پله تا ملاقات خدا
پرواز تا بـیـکران
غروب شلمچه
بغض گـرفـتـه
حزب اللهی
پیشگو
تپش
خاک
مسافر سبز
یه حرف نشنیده
روایت فجر
پرستوهای مهاجر
قصه گوی ساکت
لوح دل - ایلیای سفر کرده